تبلیغات
شهدا شرمنده ایم

شهدا شرمنده ایم
جنگ ، جنگ اراده هاست ؛ جنگ عزم های راسخ . هر که عزمش بیشتر بود او برنده است . (امام خامنه ای)
قالب وبلاگ
به فکر نمازت باش مثل شارژ موبایلت!
با صدای اذان بلند شو مثل صدای موبایلت!
از انگشات واسه اذکار استفاده کن مثل صفحه کلید موبایلت!
قرآن رو همیشه بخون مثل پیامهای موبایلت
خدایی ما کجاییم ... کجا



طبقه بندی: جوانان،
[ شنبه 11 خرداد 1392 ] [ 08:19 ب.ظ ] [ مقدم زاده ] [ نظرات ]
:: قرار باعشقم... ::
ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬ ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬ ஜ۩۞۩ஜ

+ قرص می خوردم ولی بیماری ام بهتر نشد پرسیدن به موقع می خوری؟ جوابم " نه" بود

گفتند علت این است...

تازه فهمیده بودم چرا نمازم مانع فساد و فحشا نیست! به موقع نمی خواندم نماز را!...


+خدایا ببخش مرا كه غایب همیشگی قرار هایمان منم...و حاضر همیشگی تو!!!....



طبقه بندی: جوانان،
[ سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 ] [ 10:29 ب.ظ ] [ مقدم زاده ] [ نظرات ]

پسر حزب اللهی :

همونیه که تعصب داره، اعصاب هم داره.
همونیه که ریش داره، ریشه هم داره.
همونیه که میل داره ،تحمل هم داره.
همونیه که دوست داره،اما دوست دختر نداره.
همونیه که همیشه فریادش تو گلوش میمونه اما با هر فریادی هم صدا نمیشه.

بعله!!! درکت میکنم "برادر"...
یادت نره در جمهوری اسلامی همه آزادند الا بچه حزب اللهی ها((شهید آوینی))





طبقه بندی: جوانان،
[ سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 ] [ 11:33 ب.ظ ] [ مقدم زاده ] [ نظرات ]

شکسپیر گفت:


من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟


برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،


انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ..

 

زندگی کوتاه است ..

 

پس به زندگی ات عشق بورز ..


خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..


قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن


قبل از اینکه بنویسی » فکر کن


قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش


قبل از اینکه دعا کنی » ببخش


قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن


قبل از تنفر » عشق بورز


زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر





طبقه بندی: ادبی، جوانان،
[ شنبه 16 دی 1391 ] [ 05:54 ب.ظ ] [ مقدم زاده ] [ نظرات ]

 

 

هرگز به آدم ها نخند !!

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !


به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !

به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !

به دستان پدرت...

به جارو کردن مادرت...

به راننده ی چاق اتوبوس...

به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...

به راننده ی آژانسی که چرت می زند...

به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند...

به
جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند...

به
بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد...

به
پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...

به
پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...

به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی...

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته...

به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی...

به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی...

نخند ...

نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...

که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:


آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.

آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...

بار می برند...

بی خوابی می کشند...

کهنه می پوشند...

جار می زنند...

سرما و گرما را تحمل می کنند...

و گاهی خجالت هم می کشند

خیلی ساده ... نخند دوست من!!!

هرگز به آدم ها نخند


خدا به این جسارت تو نمی خندد ؛ اخم میکند.





طبقه بندی: جوانان،
[ سه شنبه 2 آبان 1391 ] [ 10:18 ب.ظ ] [ مقدم زاده ] [ نظرات ]

آزادی فقط لخت گشتن در خیابان نیست!  
 آزادی راحتی گشت و گذار با دوست پسر و دختر نیست!!

آزادی یعنی تو کافر هستی

ولی به دین من احترام میگذاری!  


آزادی یعنی تو مسیحی هستی

ولی محرم از دم هیئت مسلمونا که گذشتی
صدای ضبط را کم میکنی!


آزادی یعنی یکی در خیابان با حجاب بود

تو تمسخرش نمیکنی!

آزادی یعنی دو برادر یکی در اتاقش عکس شاه

و دیگری در اتاق عکس خمینی!

آزادی یعنی من نشستم

تو نمازت را سر وقت میخوانی


آزادی یعنـــــــــی آزادی

چترت را ببند سری به كلبه بارانی ام بزن كمی زیر باران دیدگانم خیس شو و اگر مجالی برای همنوایی بود كمی با من همنوا شو...




طبقه بندی: جوانان،
[ سه شنبه 25 مهر 1391 ] [ 03:50 ب.ظ ] [ مقدم زاده ] [ نظرات ]
آیا ترکها، لرها، رشتی ها و قزوینی ها ایرانی نیستند؟! (حتما بخوانید)

در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم
شرم خندیدن، به تمسخر هم میهنان را بر خود نپسندیم.
کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز...
با اراده جمعی، این عادت زشت را به یک ضدارزش تبدیل کنیم.
 

یک روز یه ترکه

اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان... ؛

خیلی شجاع بود، خیلی نترس... ؛

یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.

 

یه روز یه رشتیه...

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛

برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

 

 

یه روز یه لره...

اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛

ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد، از شدت عمل احتراز می کرد.


یه روز یه قزوینی...

به نام علامه دهخدا ؛

 

از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.

یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی ...

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم! و اینجوری شادیم!

این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی است.

پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه


طبقه بندی: اس ام اس، جوانان،
[ جمعه 27 مرداد 1391 ] [ 07:02 ب.ظ ] [ مقدم زاده ] [ نظرات ]

کاش هنوزم همه‌رو ۱۰تا دوست‌داشتیم!

 

کاش هنوزم همه‌رو ۱۰تا دوست‌داشتیم!

 

بچه که بودیم...!

- بچه که بودیم، چه دل‌های بزرگی داشتیم، اکنون که بزرگیم، چه دلتنگیم!
- کاش دل‌هامون به بزرگی بچگی بود.
- کاش برای حرف‌زدن، نیازی به صحبت‌کردن نداشتیم و فقط «نگاه» کافی بود.


- بچه که بودیم تو جمع گریه می‌کردیم، بزرگ که شدیم، تو خلوت.

 

- بچه که بودیم راحت دل‌مون نمی‌شکست، بزرگ که شدیم، خیلی آسون دل‌مون می‌شکنه.


- بچه که بودیم همه‌رو ۱۰تا دوست داشتیم، بزرگ که شدیم، بعضی‌هارو هیچی، بعضی‌هارو کم و بعضی‌ها‌رو بی‌نهایت دوست‌داریم.


- بچه که بودیم قضاوت نمی‌کردیم و همه یکسان‌بودن، بزرگ که شدیم، قضاوت‌های درست و غلط موجب شد که اندازه‌ی دوست‌داشتنمون تغییر کنه.

 

- بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می‌کردیم، یک‌ساعت بعد از یادمون می‌رفت، بزرگ که شدیم، گاهی دعواهامون سال‌ها تو یادمون می‌مونه و آشتی نمی‌کنیم.

 

- بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می‌شدیم، بزرگ که شدیم، حتی ۱۰۰تا کلاف هم سرگرم‌مون نمی‌کنه.

 

- بچه که بودیم بزرگ‌ترین آرزومون داشتن کوچک‌ترین چیز بود، بزرگ که شدیم، کوچک‌ترین آرزومون، داشتن بزرگ‌ترین چیزه.

 

- بچه که بودیم آرزومون بزرگ‌شدن بود، بزرگ که شدیم، حسرت برگشتن به بچگی‌رو داریم.

 

- بچه که بودیم تو بازی‌هامون همه‌اش ادای بزرگ‌ترهارو درمی‌آوردیم، بزرگ که شدیم، همه‌اش تو خیال‌مون برمی‌گردیم به بچگی.




طبقه بندی: ادبی، جوانان،
[ یکشنبه 22 مرداد 1391 ] [ 11:43 ق.ظ ] [ مقدم زاده ] [ نظرات ]
ســـلام و درود بی پایان بر صورت و سیرت پیامبر گونه اش باد.

سالروز ولادت با سعادت فرخ لقای نگارخانه عاشورا حضرت علی اکبر(علیه السلام) خجسته باد


بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام خدمت همه دوستان عزیز و محترم:

امروز روز جوان است و جوان پر انگیزه و پرقدرت و پر توان

جوان می تواند جوان پر اندیشه است پر از غرور و سرور

جوان جوان است و جوان بیش از هر کس و هر چیز به خدا نزدیک

چقدر بارها این بیت را شنیده ایم



پاک بودن در جوانی شیوه پیغمبری است         ور نه هر گبری به پیری می شود پرهیزگار

                          

حضرت رسول اکرم می فرماید: خدا جوان توبه کار را دوست می دارد

یا می فرماید: خدا آن جوانی را که در فرمانبرداری خدا به سر می برد

دوست می دارد

همه این ها را گفتم تا به اینجا برسم و این را بگویم همواره سرمایه

هر کشوری را جوانان آن کشور تعیین می کنند.

روز میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان را به همه شما

جوانان و خودم که عضوی از همه شما عزیزان هستم تبریک و تهنیت

عرض می کنم.


ادامه مطلب

طبقه بندی: مناسبت ها، جوانان،
[ یکشنبه 11 تیر 1391 ] [ 10:41 ق.ظ ] [ مقدم زاده ] [ نظرات ]

اكنون شهیدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستیم. شهیدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستیم، آنها كه گستاخی آن‌ را داشتند كه ـ وقتی نمی‌توانستند زنده بمانند ـ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بی‌شرمان ماندیم؛

صدها سال است كه مانده‌ایم. و جا دارد كه دنیا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبونی ـ بر حسین(ع) و زینب(س) ـ مظاهر حیات و عزت ـ می‌گرییم، و این یك دیگر تاریخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزیزان باشیم

یك حاكم است بر همه تاریخ، یك ظالم است كه بر تاریخ حكومت می‌كند، یك جلاد است كه شهید می‌كند 

و اكنون حسین (ع) با همه هستی‌اش آمده است تا در محكمه تاریخ، در كنار فرات بدهد:

شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاریخ.
شهادت بدهد به نفع محكومان این جلاد حاكم بر تاریخ.
شهادت بدهد كه چگونه این جلاد ضحاك، مغز جوانان را در طول تاریخ می‌خورده است


ادامه مطلب

طبقه بندی: جوانان، شهدا، جنگ نرم،
[ پنجشنبه 8 تیر 1391 ] [ 04:51 ب.ظ ] [ مقدم زاده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ

مهم نیست که چه بودی مهم نیست که چه می خواهی شوی
مهم این است که چه بمانی.
*********************
اكنون شهیدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستیم. شهیدان سخنشان را گفتند،
و ما كرها مخاطبشان هستیم، آنها كه گستاخی آن‌ را داشتند كه ـ وقتی نمی‌توانستند زنده بمانند ـ
مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بی‌شرمان ماندیم؛

صدها سال است كه مانده‌ایم. و جا دارد كه دنیا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبونی ـ بر حسین(ع) و زینب(س) ـ مظاهر حیات و عزت ـ می‌گرییم، و این یك ستم دیگر تاریخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزیزان باشیم.

هركسی اگر مسؤولیت پذیرفتن حق را انتخاب كرده است ،باید بداند كه در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ كه همه صحنه‌ها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ؛ باید انتخاب كنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را.
آنها كه رفتند، كاری حسینی كردند، و آنها كه ماندند، باید كاری زینبی كنند، وگرنه یزیدی‌اند!
نویسندگان
لینک های مفید
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

.

.

دریافت همین آهنگ

جنبش اسلامی سایبری