تبلیغات
شهدا شرمنده ایم

شهدا شرمنده ایم
جنگ ، جنگ اراده هاست ؛ جنگ عزم های راسخ . هر که عزمش بیشتر بود او برنده است . (امام خامنه ای)
قالب وبلاگ
آغلارام آغلار کیمی / دردیم وار داغلار کیمی

 خزان اولدوق توکولدوق / ویرانه باغلار کیمی


همشهری های داغ دیده همدردی من و بپذیرید .راهم دور است ودستم کوتاه و چشمانم پر اشک و دلم پر خون . امیدوارم این مصیبت اخرین غم همشهری های سر فرازم باشد .وان دیار سر سبز و پر افتخار مثل همیشه استوار پر غرور سر بلندو جاوید بماند .
همشهریها وهم وطن بسیار عزیزم :سینه سپر کن در مقابل مصیبت کمر خم نکن ونگذار امیدت ناامید باشد .استوار وسر فراز بمان .روحت را صیقل بده ودرمسیر جریان زندگی قرار بگیر چرا که زندگی با همه سختی و مصیبتش زیباست .امید وارم کوه غم و مصیبت جایشرا به سرای شادی و امید بدهد.وسرزمین ارزو غرور ملی ما همیشه بدرخشد.
آذربایجان اکنون به سوگ نشسته است و داغدار است.
کمک کنیم تا داغمان بیشتر از این نگردد.



یاری کن ای هموطن. المپیک اینجاست و قهرمان اش تویی هستی
که می ایستی و دست هموطن خود را می گیری. جایزه هم نه سکه است و نه مدال. تنها اشک های کودکی است که سر بر سینه ات یک دل سیر از جدایی می گرید.



یاشاسین اذربایجانیم
 
آغلارام آغلار کیمی / دردیم وار داغلار کیمی

 خزان اولدوق توکولدوق / ویرانه باغلار کیمی


همشهری های داغ دیده همدردی من و بپذیرید .راهم دور است ودستم کوتاه و چشمانم پر اشک و دلم پر خون . امیدوارم این مصیبت اخرین غم همشهری های سر فرازم باشد .وان دیار سر سبز و پر افتخار مثل همیشه استوار پر غرور سر بلندو جاوید بماند .
همشهریها وهم وطن بسیار عزیزم :سینه سپر کن در مقابل مصیبت کمر خم نکن ونگذار امیدت ناامید باشد .استوار وسر فراز بمان .روحت را صیقل بده ودرمسیر جریان زندگی قرار بگیر چرا که زندگی با همه سختی و مصیبتش زیباست .امید وارم کوه غم و مصیبت جایشرا به سرای شادی و امید بدهد.وسرزمین ارزو غرور ملی ما همیشه بدرخشد.

یاشاسین اذربایجانیم 



خواهرم تو در اوج فاجعه در آغوش مادر آرام گرفته ای ولی من چه کنم که داغ این آغوش اشک هایم را خشکاند. من به کدامین آغوش پناه ببرم از این درد جانفرسا. با که سخن بگویم ازبی پناهی ها و آه ها و فغان ها. کوچه کوچه شهر مملو از فریاد و ضجه ها ی مادران و پدرانی است که به دنبال فرزندی می گردند که دیشب در کنار هم با لبخند افطار کردند. با که سخن بگویم از دردهایم که برادران و خواهرانمان اکنون زیر تن ها خاک نفس نفس انتظار دست یاری ای را می کشند.


دستهای کودکی که زیر آوار مانده است. نگاه مضطرب مادری که حتی پس از مرگ نیز چشم های نگرانش به دنبال کودک اش می گردد. گام های لرزان پدری که مرگ فرزندش کمرش را شکست. آوار، آوار، آوار و فاجعه. اینجا آذربایجان است. اینجا ایران است. اینهایی که اکنون در زیر تن ها خاک اسیر گشته اند انسان هستند همچون من و شما. اکنون مناطق زلزله زده ی آذربایجان را باید دریافت. رنگ ها و زبان ها و نژاد ها را کنار باید گذاشت. حتی نمی توان یک لحظه خود را جای این عزیزان تصور کرد.


هر کس به نحوی و نوعی که می تواند باید یاری برساند. باید و باید و باید زیرا که همگی انسان هستیم از یک خاک از یک روح. آن کودک گریانی که بدنبال مادر از دست رفته اش شیون می کند اکنون نیازمند برادران و خواهران خویش است. منشینید. منشینید که زندگی این است. زندگی دست دردمندی را گرفتن است. دردمندی که بزرگترین درد دنیا را بر دوش می کشد. مرگ و این واژه ی سه حرفی چقدر تلخ و تلخ و تلخ است.


آی آدمها که نشسته اید خموش اندکی فریاد. اندکی گام برداشتن و اندکی دست گیری. اینجا آذربایجان است همان جایی که افتخارش را بر سینه می زنیم. اینک دریابیم مادران و پدرانی را که دیشب زیر یک سقف بودند و اکنون در میان آوارها به دنبال هم می گردند. اکنون دریابیم انسانهایی از جنس خودمان را که دیشب افطار را در کنار هم صرف کردند و اکنون سفره هایشان مملو از خاک و سنگ وسیمان است. دریابیم سفره های سحری ای را که اکنون بی کس مانده است. مگذاریم این فاجعه بیش از بیش عزیزانمان را بیازارد. این سفره ها نباید خالی بمانند. این دستها نباید همچنان زیر آوار بمانند باید دستها را گرفت.


نگاه نگران و گریان کودکانمان به دنبال ما می گردند. چشم هایشان را منتظر مگذاریم.


یاری کن ای هموطن. المپیک اینجاست و قهرمان اش تویی هستی که می ایستی و دست هموطن خود را می گیری. جایزه هم نه سکه است و نه مدال. تنها اشک های کودکی است که سر بر سینه ات یک دل سیر از جدایی می گرید.


هموطن یاری کن .اکنون برادر و خواهرت در گوشه ای از بیمارستانهای آذربایجان عزیزمان شاید منتظر قطره ای خون است، بگذارید این خون هایمان دوباره بر جسم تکیده ی دوستانمان زندگی بخشد. اهدای خون اهدای زندگی است پس دریغ مکنیم.


آب، غذا و دارو نیز بدشدت مورد نیاز است. به عنوان جزء کوچکی از جامعه آذربایجان تمامی مبالغ جمع شده در تی اف سی پلاس را نیز برای کمک به زلزله زدگان آذربایجان اهدا می کنیم. اکنون هنگام دریغ نیست، هستند بسیاری که به کمک ما نیاز دارند. دستهای معمصومشان را خالی مگذاریم.


شاید روزگاری منی که این مقاله را می خوانم نیازمند یاری هموطنانم باشم.


آذربایجان اکنون به سوگ نشسته است و داغدار است. کمک کنیم تا داغمان بیشتر از این نگردد.



طبقه بندی: اخبار،
[ دوشنبه 23 مرداد 1391 ] [ 02:56 ب.ظ ] [ مقدم زاده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مهم نیست که چه بودی مهم نیست که چه می خواهی شوی
مهم این است که چه بمانی.
*********************
اكنون شهیدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستیم. شهیدان سخنشان را گفتند،
و ما كرها مخاطبشان هستیم، آنها كه گستاخی آن‌ را داشتند كه ـ وقتی نمی‌توانستند زنده بمانند ـ
مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بی‌شرمان ماندیم؛

صدها سال است كه مانده‌ایم. و جا دارد كه دنیا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبونی ـ بر حسین(ع) و زینب(س) ـ مظاهر حیات و عزت ـ می‌گرییم، و این یك ستم دیگر تاریخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزیزان باشیم.

هركسی اگر مسؤولیت پذیرفتن حق را انتخاب كرده است ،باید بداند كه در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ كه همه صحنه‌ها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ؛ باید انتخاب كنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را.
آنها كه رفتند، كاری حسینی كردند، و آنها كه ماندند، باید كاری زینبی كنند، وگرنه یزیدی‌اند!
نویسندگان
لینک های مفید
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

.

.

دریافت همین آهنگ

جنبش اسلامی سایبری